نویسندۀ یادداشت: سید محمدناصر طباطبائی
دربارﮤ شهرت خاندان مجلسی به این عنوان بسیار گفته و بسیار نوشتهاند. عدهای اصالت آنان را به روستایی به نام «مجلس» میرسانند و عدهای «مجلسی» را لقب جد اعلای آل مجلسی دانستهاند. درخصوص کجایی قریۀ مجلس و چرایی تلقب سرسلسله نیز اختلافاتی وجود دارد.
بنابر دیدگاه ملاحیدرعلی، تبارشناس خاندان مجلسی، این لقب تخلص شعری مقصودعلی، پدر مجلسی اول، بودهاست.[۱] همین قول را آقا احمد کرمانشاهی، از اسباط مجلسی اول، نیز در کتاب مرآت الأحوال جهاننما اختیار میکند.[۲]
مورخ نامدار، محمدعلی معلم حبیبآبادی، جمع این دو قول را پذیرفته و وجوه دیگر را «موجب مزید اشتهار» انگاشتهاست. او بدین باور است که مولیمقصودعلیِ شاعر در روستایی به نام «مجلس» میزیسته و تخلص «مجلسی» را از نام وطن خویش برگرفتهاست.[۳]
در این میان اما قول غریبی وجود دارد که ازآنِ صاحب قصصالعلماست. او علت دیگری را به دو دیدگاه مشهور افزوده و در پایان، با عبارت «العلم عند الله تعالی» صادقانه از نتیجهگیری سر باز زدهاست.[۴] تنکابنی در بیان شرح احوالات آخوند ملا محمدباقر مجلسی مینویسد:
«و بعضی گویند وجه تسمیۀ مجلسی از آن بابت است که قنداقۀ آخوند ملامحمدتقی را به مجلس امام عصر، روحنا فداه، حاضر ساختند؛ و این محقق نشده.»[۵]
مصلحالدین مهدوی، تاریخنگار سرشناس اصفهانی، منشأ این قول را خوابی میداند که سید محمد طباطبائی، مشهور به مجاهد، در رسالۀ اغلاط مشهوره نقل و صاحب قصصالعلما نیز آن را بتمامه در ذیل کرامت چهارم علامه مجلسی ذکر کردهاست.[۶]
براساس این نقل، عالمی خراسانی، از دوستان محمدتقی مجلسی، در راه بازگشت از عتبات خواب میبیند که به مجلسی وارد میشود که پیامبر و دوازده امام، علیهمالسلام، همگی در آن نشستهاند. سپس ملامحمدتقی با شیشهای گلاب وارد میشود و همۀ اهل مجلس از آن گلاب استعمال میکنند. پس از آن، مجلسی قنداقهای را به خدمت رسول خدا میآورد و از ایشان برای آن کودک طلب دعا میکند. آن حضرت نیز قنداقه را به دست میگیرد و برای کودک دعا میفرماید و به همین منوال، یکایک امامان در حق آن طفل دعا میکنند، تا آنکه حضرت صاحبالامر قنداقه را به عالم خراسانی میسپارد و از او میخواهد تا برای کودک دعا کند. آخوند خراسانی از خواب برمیخیزد و راهی اصفهان و ساکن منزل ملامحمدتقی میشود. مجلسی پس از تعارفات مرسوم شیشۀ گلابی را برای آخوند خراسانی میآورد تا استعمال کند و بلافاصله به اندرون میرود و قنداقۀ محمدباقر تازهمتولدشده را به وی میدهد تا برایش دعا کند. او نیز محمدباقر را دعا میکند و رویای صادقۀ خود را برای مجلسی پدر بازمیگوید.[۷]
چنانکه پیداست اگر ادعای مهدوی صحیح باشد، تنکابنی در انتساب قنداقه به مجلسی اول دچار خطا شدهاست، یا آنکه ارتباطی میان قول تنکابنی و نقل سید مجاهد وجود ندارد. بیان شاگرد تنکابنی در رسالۀ سبب اختلاف اخبار گمانۀ اول را تأیید میکند. او بخشهایی از این رساله را به علامه محمدباقر مجلسی اختصاص داده و کلام استاد خود را با تصرفاتی نقل کردهاست.
میرزا ابوالحسنبن حسینبن تقی کلانمحلهای رانکوهی تنکابنی، مشهور به گیلانی[۸] در وجه تسمیۀ علامه به مجلسی نوشتهاست:
«و بعضی گویند که وجه تسمیۀ مجلسی از آن بابت است که قنداقۀ آن جناب را به مجلس امام عصر، روحی فداه، حاضر ساختند.»[۹]

با تطبیق نقل تنکابنی و گیلانی، روشن میشود که او قنداقه را به مجلسی ثانی نسبت داده و گزارﮤ «محقق نشده» را حذف کردهاست. به عبارت دیگر، گیلانی با این شیوه نقل استاد خود را تصحیح میکند و ناخواسته راه را برای ارتباط میان نقل سید مجاهد و حضور قنداقۀ مجلسی به محضر امام زمان، علیهالسلام، میگشاید.
درهرصورت، بنابر قرائن موجود نمیتوان به نتیجهای قطعی دست یافت. اما جای شگفتی است که بدانیم تنکابنی در حالی چنین ادعایی را مطرح میکند که چندین اجازه را به خط مجلسی اول دیده که در آخر آن خود را «محمدتقی بن مجلسی» معرفی کردهاست[۱۰].
بنابراین با آگاهی از انتساب لقب «مجلسی» به پدر ملامحمدتقی، ماجرای قنداقه اساساً نمیتواند در شهرت مجلسی تأثیری داشته باشد، مگر آنکه به قول حبیبآبادی امثال این وجوه را «موجب مزید اشتهار» بدانیم.

پینوشتها:
[۱]. رک: کتابشناسی علامه مجلسی، تذکرةالأنساب، ص ۱۷.
[۲] .رک: مرآت الأحوال جهاننما، ج ۱، ص ۵۸.
[۳]. رک: مکارمالآثار، ج ۲، ص ۵۲۹.
[۴]. رک: قصصالعلماء، ص ۲۵۵.
[۵]. همان.
[۶]. رک: زندگینامۀ علامه مجلسی، ص ۷۳.
[۷]. رک: اغلاط مشهوره، ص ۳۰-۳۲؛ قصصالعلماء، ص ۲۵۷.
[۸]. برای مطالعۀ بیشتر دربارﮤ گیلانی، رک: مستدرکات أعیان الشیعة، ص ۷.
[۹]. سبب اختلاف اخبار (کتابخانۀ آیتالله مرعشی: ۳۸۴۰/۱): ۱۰.
[۱۰]. رک: قصصالعلماء، ص ۲۵۵.










