جنبش مناره‌ها (۲): از بصره تا صبران

در فرستۀ پیشین، از این گفتیم که به‌جز منارجنبان اصفهان، مناره‌های متعدد دیگری هم حرکات محسوسی داشته‌اند که وصف آن در متون کهن آمده‌است. از آن جمله، منارجنبان آرامگاه بایزید بسطامی را مثال آوردیم و به روایاتی پرداختیم که خبر از جنیبدن آن می‌داد. در ادامۀ همین موضوع، به روایاتی خواهیم پرداخت که به جنبش دو منارجنبان دیگر، یکی در بصره و دیگری در صبران، اشاره دارند.

 

ابن‌بطوطه، جهانگرد مسلمان که سفرنامۀ او آشنا به گوش همگان است، در قرن هشتم هجری از شهر بصره گذر و از مسجد امام علی، علیه‌السلام، بازدید می‌کند. او در کتاب خود وصف جالبی را از این مسجد کهن آورده و به جنبش یکی از مناره‌های آن اشاره کرده‌است. در ترجمۀ فارسی سفرنامۀ ابن‌بطوطه می‌خوانیم: 

«مسجد علی، علیه‌السلام، هفت مناره دارد که یکی از آن‌ها متحرک است. مردم معتقدند که منارۀ مزبور فقط هنگام ذکر نام علی، علیه‌السلام، به حرکت می‌آید. من از بام مسجد با جمعی از اهالی به آن مناره بالا رفتم؛ در یکی از رکن‌های آن، دستگیره‌ای چوبی بود که آن را به‌وسیلۀ میخی فروکوفته بودند و چنان می‌نمودند که گوئی از جای خود کنده شده‌است. مردی که همراه من بود دستگیره را گرفت و گفت ترا به سر امیرالمؤمنین، علی، حرکت کن و آن را تکان داد و مناره تکان خورد. من دستگیره را گرفتم و گفتم ترا به‌ سر ابوبکر، خلیفۀ رسول‌الله، حرکت کن و چون آن را حرکت دادم، همۀ مناره به جنبش درآمد و اسباب تعجب حاضرین گردید.»[۱]

 

حمدالله مستوفی، مورخ هم‌عصر ابن‌بطوطه، نیز در کتاب نزهة‌القلوب به مسجد جامع بصره (همان مسجد مذکور) اشاره داشته و در وصف منارجنبانش آورده‌است: 

«و در مسجد بصره مناریست؛ گویند چون بر آن‌جا روند و آن را به‌حق علی سوگند دهند که جنبان شو یا ساکن شو، چنان گردد و این معنی اگرچه عقل‌پذیر نیست، اما درحقیقت [در] کرامات حضرت امیرالمؤمنین، علی، علیه‌السلام، عقل مدخل ندارد.»[۲]

نزهة القلوب، (کتابخانۀ ملی: 22433-5): 63.
نزهة القلوب، (کتابخانۀ ملی: 22433-5): 63.

 

منارجنبان دیگر، مناره‌های مدرسه‌ای است واقع در قلعۀ صبران، در نزدیکی ماوراءالنهر. زین‌الدین محمود واصفی، شاعر قرن نهم و دهم هجری، در کتاب بدایع‌الوقایع از مدرسه‌ای سخن می‌گوید که در شهر صبران قرار گرفته و مناره‌هایی داشته‌است که حرکتشان از شگفتی‌های جهان به‌شمار می‌آید. او در این‌باره می‌نویسد:

«بر دو کتف ایوانش، دو منار رفیع[ا‎ل‍]مقدار ترتیب یافته، در غایت بلندی و نهایت ارجمندی که اگر سپهر در محاذیش شکم خود را درنپیچیدی، از نوک منجوق عیوق‌شکافش تهی‌گاه خود را چاک‌چاک بیند. یکی از خوش‌طبعانِ آن مدرسه آن ایوان را به ضحاک ماران تشبیه کرده و نزدیک به گلدستۀ آن دو منار زنجیری بسته‌اند و در تحت قبۀ هر یک از آن دو منار، چوبی تعبیه کرده‌اند [که] هرگاه کسی یک چوب را به‌قوت حرکت می‌دهد، آن زنجیر به‌ جنبش درمی‌آید و کسی که در منارۀ محاذی آن است او را توهم می‌شود که منار از هم فروخواهد ریخت و این از عجایب عالم است.»[۳]

بدایع الوقابع (چاپ سنگی). ص 343.
بدایع الوقابع (چاپ سنگی). ص 343.
بدایع الوقابع (چاپ سنگی). ص 344.
بدایع الوقابع (چاپ سنگی). ص 344.

 

 

پی‌نوشت‌ها:

 

۱. سفرنامۀ ابن‌بطوطه، ج۱، ص ۲۳۰-۲۳۱.

 

۲. نزهة‌ القلوب، (کتابخانۀ ملی: ۲۲۴۳۳-۵): ۶۳.

 

۳. بدایع الوقایع (چاپ سنگی)، ص ۳۴۳-۳۴۴.

 

 

 

سبد خرید

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش