ابوهارون مكفوف کوفی ازجمله شاعرانی است که در سوگ حضرت سیدالشهدا، برای امام صادق، علیهالسلام، مرثیه خواندهاست. محدث نامور، ابنقولویه قمی، ماجرای مرثیهخوانی ابوهارون را به نقل از او در کتاب کاملالزیارات چنین روایت میکند:
بر ابوعبدالله، علیهالسلام (امام صادق) وارد شدم؛ به من فرمود: برايم شعر بخوان؛ من نیز براى آن حضرت شعر خواندم. فرمود: نه، بدانگونه بخوان كه در جمع خودتان مىخوانید و به همانگونه كه در كنار قبر او (امام حسين، علیهالسلام) مرثيهسرایی میکنی. ابوهارون گفت: براى آن حضرت چنین خواندم: «امْرُرْ عَلَى جَدَثِ الْحُسَيْنِ/ فَقُلْ لِأَعْظُمِهِ الزَّكِيَّةِ[۱].»
ابوهارون گفت: وقتى آن حضرت گريست، از ادامۀ مرثیه خوددارى كردم، پس فرمود: بگذر؛ من نیز گذشتم. سپس فرمود: بيشتر برايم بخوان؛ بيشتر برايم بخوان. ابوهارون مىگويد: پس چنین خواندم: «يَا مَرْيَمُ قُومِي فَانْدُبِي مَوْلَاكِ/ وَ عَلَى الْحُسَيْنِ فَأَسْعِدِي بِبُكَاكِ[۲].»
ابوهارون مىگويد: امام (دیگربار) گریست و پردگیان جملگی منقلب شدند.
همۀ چاپهای کتاب کاملالزیارات بیت اخیرالذکر را چنین آوردهاند.[۳] همچنین در منابعی که این روایت را از کاملالزیارات نقل کردهاند، این بیت به همین صورت ذکر شدهاست.[۴] بااینحال، بنابر شواهدی، به نظر میرسد که در نقل این بیت اشتباهی صورت گرفته باشد؛ اولاً در خاندان امام صادق، علیهالسلام، زنی به نام «مریم» شناختهشده نیست و ثانیاً وزن بیت با ترکیب «یا مریم» استقامت نمییابد.



شیخ اکبر، ثقةالاسلام کلینی، روایتی را در الکافی نقل میکند که با روایت پیشین شباهتهایی دارد. کلینی از سفیانبن مصعب عبدی نقل کردهاست که گفت:
بر ابوعبدالله، علیهالسلام (امام صادق) وارد شدم؛ فرمود: به امفروه بگویید تا بیاید و مصائب جدش (امام حسين، علیهالسلام) را بشنود. عبدی گفت: امفروه آمد و در پس پرده نشست. سپس امام گفت: برایمان شعر بخوان. عبدی میگوید که چنین خواندم: «فَرْوَ جُودِي بِدَمْعِكِ الْمَسْكُوبِ[۵].»[۶]
علامه محمدباقر مجلسی «فَرْوَ جُودِي» را خطابی به «أم فروة» دانسته که ابتدا و انتهای آن، بنابر ضرورت شعری و به قانون ترخیم، مختصر شدهاست.[۷] او امفروه را کنیۀ مادر یا دختر امام صادق، علیهالسلام، میداند.[۸]
بنابر این روایت، میتوان احتمال داد که امفروه همان زنی باشد که در شعر ابوهارون مكفوف نیز مخاطب قرار گرفتهاست. جالب آنکه اختلال وزنی آن بیت هم با جایگزین کردن واژﮤ «فَرْوَ» برطرف میشود. همچنین شباهت رسمالخط کوفی واژگان «مریم» و «فرو» احتمال تصحیف را تقویت میکند. از سویی این احتمال نیز دورازذهن نمینماید که حرف ندا را کاتبان ناآشنا با زبان عربی[۹] به شعر افزوده باشند.
با وجود مطالب پیشگفته، نمیتوان نظری قطعی داد. شواهد هیچکدام اطمینانبخش نیست. افزون بر اینکه تمام نسخههای خطی در دسترسِ کاملالزیارات نیز بهاتفاقْ همان نقل رایجِ «يَا مَرْيَمُ قُومِي» را تأیید میکند[۱۰].

پینوشتها:
۱. ترجمه: گذر كن بر تربت حسين/ و بگو به استخوانهاى مطهرش.
۲. ترجمه: اى مريم، برخیز و بر سرورت شیون کن/ و به گریۀ خویش، حسين را نصرت نما.
۳.برای نمونه، نک: کامل الزیارات (ط. جعفري راد)، ص ۲۱۱؛ کامل الزیارات (ط. نشر الفقاهة)، ص ۲۳۴؛ کامل الزیارات (ط. دار
۴. برای نمونه، نک: بحار الأنوار، ج ۴۴، ص ۲۸۷، ح ۲۵؛ عوالم العلوم، ج ۱۷، ص ۵۴۲، ح ۴.
۵. ترجمه: ای امفروه، از چشمانت اشک ببار.
۶. رک: الکافي (ط. دار الحدیث)، ج ۱۵، ص ۴۹۶، ح ۲۶۴.
۷. رک: مرآة العقول، ج ۲۶، ص ۱۳۸.
۸. رک: مرآة العقول، ج ۲۶، ص ۱۳۸.
۹. چنانکه میدانیم حذف حرف ندا در ادبیات عرب امری رایج است.
۱۰. از این میان، بیست و هفت نسخهٔ خطی معتبر از کتاب کاملالزیارات بررسی شدهاست.










