نویسندۀ یادداشت: سید محمدناصر طباطبائی
القواعد الحلیة في الأصول الدينية؛ میدانم، شما هم وقتی عنوان این کتاب را خواندید، تصور کردید که پیشتر جایی آن را دیدهاید، اما جالب است که بدانید از این کتاب در هیچیک از فهارس نامی برده نشدهاست. رازی حبلهرودی، متکلم امامی قرن نهم، نام آن را در مقصد چهارم (بخش امامت) کتاب تحفةالمتقین میآورد[۱]. او این اثر را به عالمی ملقب به «جمالالمحققین» نسبت میدهد و از آن نقل میکند:
«وقال الشيخ جمال المحققين في القواعد الحلية في الأصول الدينية: ويدل على هذا الترتيب النقل المتواتر الدال بطرق متفرقة عن أئمّة النقل من الجمهور وغيرهم ...»[۲]
پارهای از محققان نام این کتاب را القواعدالجلیة خوانش کردهاند.[۳] البته احتمال تصحیف کاتب پرخطای تحفةالمتقین

اما شاید با بررسی لقب مؤلف بتوان نشانی از این کتاب بهدست آورد. براساس منابع، لقب «جمالالمحققین» برای تنی چند از علمای شیعه بهکار برده شدهاست:
۱. آقاجمال خوانساری، فقیه و متکلم قرن یازدهم و دوازدهم هجری:
صاحب الذریعة او را مشهور به «جمالالمحققین» دانستهاست[۵]. بدیهی است که مؤلف القواعدالحلیة، نمیتواند جمالالمحققینِ مشهور باشد و باید عالمی را جست، همعصر یا پیش از حبلهرودی، که از او با این لقب یاد کردهاند.
۲. احمدبن علیبن سعیدبن سعادﮤ بحرانی، معروف به ابنسعاده، متکلم قرن هفتم هجری:
بنابر نقل افندی، ابنسعاده معاصر با خواجه نصیرالدین طوسی (۵۹۷-۶۷۲ ق) بوده، اما پیش از او، چشم از جهان فروبستهاست.[۶] تنها اثر بهجامانده از او، رسالۀ کوتاهی است در علم کلام به نام رسالةالعلم که آن را به خواهش شاگردش، علیبن سلیمان بحرانی، نگاشتهاست؛ او نیز پس از درگذشت ابنسعاده، رساله را نزد خواجه نصیرالدین طوسی فرستاده و خواستهاست تا آن را شرح کند.[۷] علیبن سلیمان، در ابتدای این رساله، از استاد خویش، با القابی چون «لسان الحکماء و المتکلمین» و «جمال المحقین و المحققین» یاد میکند.[۸] آقابزرگ طهرانی نیز مدخل «جمال المحققین» طبقات أعلام الشیعة را به احمدبن علیبن سعید اختصاص دادهاست.[۹] باتوجه به پیشینۀ کلامی ابنسعاده میتوان انتساب کتاب القواعدالحلیة را به این متکلم شیعی محتمل دانست.
۳. حسنبن یوسفبن مطهر حلی، معروف به علامه، فقیه و متکلم قرن هفتم و هشتم هجری:
ابنابیجمهور احسایی بهکرات در کتاب عوالیاللئالی از علامه با لقب «جمالالمحققین» یاد میکند.[۱۰] ازجمله تألیفات پرشمار او کتابی است به نام القواعدالجلیة که عنوان آن با کتاب مورداستناد حبلهرودی مشابهت بسیاری دارد، اما ازنظر موضوع با یکدیگر متفاوتند؛ اولی به علم منطق میپردازد[۱۱] و دومی در باب اصول دین نگاشته شدهاست. چنانکه گذشت، بعضی از پژوهشگران «الحلیة» را «الجلیة» خوانش کردهاند. بعید نیست که این خوانش مبتنی بر سابقهای باشد که از نام کتاب علامه در ذهن محقق شکل گرفتهاست. درمجموع میتوان گفت که انتساب کتابی با نام القواعدالحلیة به علامه منتفی نیست و این گمانه کماکان به قوت خود باقی میماند و حتی اقامت حبلهرودی در حله و ارتباط عمیق او با آثار اعتقادی علامه حلی[۱۲] این احتمال را قوت میبخشد.
چنانکه پیداست، بنابر دانستههای کنونی، هیچ اظهارنظری پذیرفتنی نیست؛ احتمالات بسیار است و اطلاعات اندک، بنابراین باید بیشتر جست و منتظر ماند تا شاید پژوهشهای جدید راهگشا شوند. این مختصرْ مقال نیز تنها درآمدی است بر یافتن یکی از آثار اعتقادی کهن شیعی؛ بدان امید که سبب توجه و کوشش محققان، بهویژه پژوهندگان میراث «حله»، شود.
پینوشتها:
۱. رک: مجموعه (کتابخانۀ مجلس شورا: ۸۹۰۸): ۷.
۲. رک: مجموعه (کتابخانۀ مجلس شورا: ۸۹۰۸): ۷.
۳. نک: تحفة المتقین، ص ۳۸.
۴. رک: مجموعه (کتابخانۀ مجلس شورا: ۸۹۰۸): ۷.
۵. نک: طبقات أعلام الشیعة، ج ۹، ص ۱۴۶ و ۱۴۹.
۶. رک: ریاض العلماء، ج ۱، ص ۵۲.
۷. رک: شرح مسئلة العلم، ص ۱۵.
۸. رک: شرح مسئلة العلم، ص ۱۵.
۹. رک: طبقات أعلام الشیعة، ج ۴، ص ۳۳.
۱۰. برای نمونه، نک: عوالي اللئالي، ج ۱، صص ۶-۱۱.
۱۱. نک: القواعد الجلیة، ص ۱۶۷.
۱۲. نک: معجم طبقات المتکلمین، ج ۳، ص ۲۰۱.










