جنبش‌ مناره‌ها (۳): کشف اثر منارجنبان

در دو فرسته‌های پیشین، خواندیم که ذکر حرکت مناره‌ها منحصر به آرامگاه عموعبدالله نیست و حال در پی آنیم که بدانیم چه اشارات مکتوبی در چرایی این پدیدۀ تکرارشونده در دست است. 

 

همان‌طور که در یادداشت‌های قبلی گذشت، اغلب نگارندگان کنکاشی دربارهٔ علت این پدیده‌ نداشته‌ و آن را به کرامت اشخاص مدفون در بنا نسبت داده‌‌ یا آن را یکی از شگفتی‌ها و غرایب جهان دانسته‌اند. تنها جیمز فریزر بود که با اشاره به منارۀ بسطام گمانه‌ای را در باب چرایی این حرکت مطرح کرد. 

 

در ادامه، خواهیم دید که نخستین جستجوها دربارهٔ علت این پدیده به اروپاییان بازدیدکننده از این مناره‌ها در عصر قاجار بازمی‌‌گردد. ایرانیان نیز به‌مرور در مواجهه با این سفرنامه‌نویسان خارجی و آشنایی با جهان‌بینی مدرن در پی آن برآمدند که به تأمل و نقد آرای آن‌ها بپردازند و یا با مطالعۀ ساختمان این ابنیه، دیدگاهی نو ارائه دهند.

 

بنابراین با گذشت زمان، به مکتوباتی می‌رسیم که در کنار اشاره به تعدد منار‌ه‌های جنبان، دربارۀ ماهیت این پدیده و علل محتمل آن نظریه‌پردازی کرده‌اند. ازجملۀ این افراد، میرسیدعلی جناب اصفهانی است. او به نقد آرایی می‌پردازد که ده‌ها سال پیش مادام دیولافوا از سه نظرگاه (ایرانیان، اروپاییان و همسر خود) در باب چرایی حرکت منارجنبان اصفهان مطرح کرده بود.

 

مادام دیولافوا در دهۀ ۸۰ قرن نوزدهم (=۱۲۵۰-۱۲۶۰ شمسی) به‌همراه همسرش، مهندس مارسل اوگوست، به ایران سفر کرده و سفرنامه‌ای به‌جای گذاشته‌است. در ترجمۀ کتاب او می‌خوانیم: 

زمانی که به قریۀ کارلادان رفتیم، اهالی مفتخر بودند که اروپائیان به دیدن این مناره‌ها رغبتی دارند. اهالی حرکت منارجنبان را یک معجزه می‌دانستند و معتقد بودند که شخص مدفون در این آرامگاه آن‌ها را به جنبش درمی‌آورد. برخی اروپائیان گفته‌اند که این دو منار در دو انتهای یک تیر افقی‌اند که زیر سقف کار گذاشته شده‌است و چون یکی حرکت کند، دیگری هم به‌طبع حرکت می‌کند، ولی این برهان کافی و قانع‌کننده نیست. از آن‌جایی در هر مجلس پذیرایی از مارسل هم راجع به منارجنبان توضیحاتی می‌خواستند، او پس از بازدید از بنا و مطالعۀ آن دریافت که این حرکت مبتنی بر یکی از قضایای ابتدایی مکانیک است. این دو منار سبک‌وزن در اطراف قطعات چوبی‌ای ساخته شده‌اند که در میان پله‌ها فرورفته‌است و هریک از این مناره‌ها در یک نوع حفرۀ آهنی فرورفته و می‌تواند به دور محور قائم خود نوسان کند. این نوسانات ضرباتی را به خمیدگی طاق وارد می‌کند و موجب نوسان دیگر منار می‌شود.[۱] 

ایران کلده شوش، ص 298.
ایران کلده شوش، ص 298.

 

به نظر می‌رسد که مقصود دیولافوا از «برخی اروپائیان» اوژن فلاندن و پاسکال کوست باشد. این هنرمندان فرانسوی به‌همراه یکدیگر، چند دهه پیش از دیولافوا، در عصر سلطنت محمدشاه قاجار، به اصفهان سفر و از ابنیۀ آن بازدید کرده بودند. در ترجمۀ سفرنامۀ فلاندن آمده‌است: 

«در منتهی الیه طرف دیگر اصفهان، مسجدی کوچک باقی است که هیچ اهمیتی نمی‌توان برایش قائل شد، اما در افسانه‌های پوچ موردتوجه قرار گرفته و به اسم جلادون یا منارجنبان که در حقیقت مناره‌هایش می‌جنبد معروف گشته [...] ایرانیان مقدس بر این عقیده‌‌اند که لرزش آن در اثر کرامت صاحب قبری است که به زیر مناره‌ها مدفون می‌باشد، ولی به‌نظر من، علت حقیقی‌اش کاملاً واضح و آن را از بدی ساختمان و تیر یا بندی که دو منار را به هم اتصال داده باید دانست.»[۲] 

 

میرسیدعلی جناب در سال ۱۳۰۶ شمسی با رجوع به سفرنامۀ دیولافوا، هر سه قول را در کتاب راهبر برای مسافرین اصفهان آورده و یکایک آن‌ها را با استدلال رد کرده‌است. او دربارۀ نظر ایرانیان می‌نویسد: خوب بودن بابا عبدالله و اهل عبادت بودن او در زمان حیات ربطی به حقه‌بازیِ بعد از فوت او ندارد. نیز در باب نظر اروپائیان نوشته‌است: اگر سبب این حرکت تیر چوبی بود، اولاً وجهی نداشت که حرکت تا پایین عمارت سرایت کند؛ دیگر آن‌که لازم بود برای بالا و پایین رفتن سر چوب شکافی افقی در کمر مناره موجود باشد. هم‌چنین دربارۀ تشخیص مارسل می‌گوید: اگر حرکت منار از برخورد با چوب بود، آن‌وقت لازم بود که شکافی عمودی میان طاق و مناره‌ها باشد و دیگر این‌که اگر مناره‌ای را به‌سمت غیر طاق حرکت دهند، منارۀ دیگر حرکت نکند و همین‌طور صدای کوپ‌کوپ و دانگ‌دانگ مناره ممکن است در اثر برخورد آن با چوب نباشد.[۳]

 

سپس او نظر تازه‌ای را ارائه می‌دهد و جنبش مناره‌ها را از استحکام و چسبندگی خاک رس اصفهان می‌داند و می‌گوید که مناره‌های آرامگاه عموعبدالله چون سبک‌وزن، محقر، قابل بغل کردن همه‌کس و دستگیره‌دار است، بهتر این اثر را نشان می‌دهد وگرنه در منارۀ اشترجان، مسجد جامع و مسجد شاه اصفهان هم این حرکت دیده می‌شود[۴] 

 

پس از جناب اصفهانی، سید جلال‌الدین طهرانی به اقوال عجیبی که مردم دربارۀ علت حرکت منارجنبان اصفهان گفته‌اند اشاره کرده‌است. او در گاهنامۀ ۱۳۱۲ عقیدۀ عموم دربارۀ کرامت عموعبدالله را رد می‌کند و می‌نویسد: در حقیقت، شکل هندسی و خاصیت مکانیکی مناره‌ها موجب حرکت است. به‌طور کلی هر مخروط ناقصی که ارتفاعی داشته باشد با فشارهای متناسب به حرکت ارتجاعی واداشته می‌شود و هرقدر اتصالش به جایی کم‌تر باشد، این حرکت واضح‌تر است. بنای منارجنبان همین‌طور است. اولاً قریب ۵ متر بیشتر از پشت‌بام بلند نیست؛ ثانیاً اطراف آن وصل به عماراتی نیست و چون با طاق به‌وسیلۀ کلاف‌های چوبی وصل است، طاق را هم با زمین آن به حرکت درمی‌آورد. این حرکت در همۀ مناره‌ها وجود دارد و اگر محسوس نباشد، به‌جهت اتصالات بیشتری است که دارد.[۵] 

ایران در یکصد و سیزده سال پیش، ص 197.
ایران در یکصد و سیزده سال پیش، ص 197.

 

تا این‌جا خواندیم که جناب اصفهانی حرکت مناره‌ها را به نوع خاک و جلال‌الدین طهرانی آن را به شکل هندسی بنا نسبت داده‌است. این دو از نخستین نگارندگانی بودند که به شکل علمی به پدیدهٔ منارجنبان پرداختند. بااین‌حال اولین کسی که یک رسالۀ کامل را به پدیدۀ منارجنبان اختصاص داد و از احتمال ارتباط آن با پدیدۀ رزونانس سخن گفت، معزالدین مهدوی بود.

 

مهدوی لیسانسۀ دانش‌سرای عالی و دبیر دبیرستان بود و در سال ۱۳۱۳ شمسی، رساله‌ای را به نام کشف اثر منارجنبان اصفهان تألیف کرد. مهدوی در آغاز رساله‌ از دوران کودکی خود و آغاز کنجکاوی‌‌هایش دربارهٔ منارجنبان این‌گونه یاد می‌کند: 

«در بحبوحۀ جنگ‌های بین‌المللی که هر نقطۀ ایران را اتباع دول خارجه برای پیشرفت سیاست خود اشغال نموده بودند، در اصفهان نیز بسیاری از اتباع دولت آلمان و دولت ترکیه (عثمانی سابق) آمده بودند و اغلب برای دیدن آثار قدیمه به اطراف شهر مسافرت می‌نمودند. در آن موقع، منارجنبان اصفهان ذکرش در افواه افتاده و اهمیتی بیش از حد یافت. در آن اوان، من طفل بودم و از شنیدن مکالمات پدرم با سایرین در این موضوع حس کنجکاوی غریبی در خود احساس می‌نمودم که به چه علت حرکت یکی از مناره‌ها تولید حرکت در دیگری می‌کند.»[۶]

او در ادامه می‌نویسد که از پدرش شنیده‌ بود اکثر مناره‌های نزدیک‌به‌هم دارای این اثر هستند و این حرکت را در مناره‌های حرم حضرت معصومه، سلام‌الله‌علیها، نیز مشاهده کرده‌است. همین شد که مهدوی در اصفهان به دنبال کسانی باشد تا دربارۀ این پدیده با آن‌ها گفتگو کند، ولی باور کسانی که به قول او «سرشان به کلاهشان ارزش داشت» چیزی شبیه به افسانه بود. تا این‌که به طهران می‌رود و در دانش‌سرا، مشغول به تحصیل می‌شود. روزی استادش دربارۀ رزونانس صحبت می‌کند و او درمی‌یابد که شاید جنبش مناره‌ها حاصل این پدیدۀ علمی باشد، بدین معنا که مناره‌ها برحسب تصادف طوری بنا شده‌اند که قوانین رزونانس در آن‌ها صدق کند.[۷] 

سه سال پس از آشنایی اولیه با این موضوع او رساله‌ای موجز و همه‌فهم می‌نویسد تا دیگران هم به راز این اثر شگفت پی ببرند. مهدوی پس از شرح وضع ساختمان و تاریخ بنای آرامگاه به اثبات این موضوع می‌پردازد که «جنبش منارجنبان اصفهان فقط در اثر رزونانس است و بس».[۸]

 

خلاصۀ کلام مهدوی در انتهای رساله چنین است: 

«اگر بالای یکی از مناره‌ها برویم و آن‌را متوالیاً رو به جلو تکان دهیم، مانند شاغولی که به نوسان آوردیم و یا جسری منظماً قوایی به آن وارد کنیم، میدان نوسان او افزوده می‌شود و چون دو مناره به یک طول و یک مقطع و با یک نوع مصالح بنایی ساخته شده‌است، از حرکت یکی از آن‌ها دیگری نیز مرتعش می‌شود [...] به‌علاوه چون پایه‌های مناره‌ها کمی پایین‌تر از سقف ساخته شده‌است، لذا در وقت جنباندن در هر دفعه، به سقف ایوان برخورد نموده و ایوان را به حرکت می‌آورد و این تکان و حرکت ایوان به منارۀ دیگر منتقل شده، کمک به حرکت آن می‌نماید [...] در هر دو مناره که نزدیک یکدیگر واقع شده‌اند، این اثر در آن‌ها کم‌وبیش دیده می‌شود، منتها باید وضع ساختمان را در نظر گرفت.»[۹]



پی‌نوشت‌ها:

 

۱. رک: ایران کلده شوش، ص ۲۹۶-۲۹۸.

 

۲. سفرنامۀ اوژن فلاندن به ایران، ص ۲۳۷.

 

۳. رک: راهبر برای مسافرین اصفهان، ص ۲۱-۲۳.

 

۴. رک: همان، ۲۳-۲۴.

 

۵. رک: گاهنامۀ ۱۳۱۲، ص ۱۵۸.

 

۶. کشف اثر منارجنبان اصفهان، ص ۱.

 

۷. رک: همان، ص ۲-۳.

 

۸. رک: همان، ص ۴-۲۰.

 

۹. همان، ص ۲۶-۲۷.

 

سبد خرید

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش