نویسندۀ یادداشت: فاطمه پناهی
همهچیز با تولد بهرام شروع میشود. یزدگرد، پادشاه ایران، در تشویش است؛ سالهاست فرزندان او چندی پس از تولد میمیرند، تا اینکه اقبال به او روی میآورد و بهرام زاده میشود. شاه از ترس مرگ زودهنگام بهرام از ستارهشناسان میخواهد که طالع او را ببینند. اقبال بهرام در سرزمین یمن دیده میشود و او را نزد پادشاه آن دیار، نعمان، میفرستند. نعمان برای رفاه حال شاهزادۀ ایرانی تصمیم میگیرد کاخی بسازد. سنمار معمار فراخوانده میشود و در طول پنج سال، خورنق را میسازد. روزی بهرام در هنگام تفرج در قصر زیبای خود به حجرهای برمیخورد که تا آن زمان ندیده بود. در این حجره، هفت شاهدخت زیبا از هفت کشور مختلف تصویر شده بودند. او میفهمد که این هفت دخترْ تقدیر او و همسران آیندهاش هستند.[۱]
در ادامۀ داستان، بهرام به تخت پادشاهی میرسد و بهمحض آنکه فراغتی مییابد، به یاد تصویر آن هفت دختر زیبا میافتد. همگی آنها را خواستگاری میکند و به حرم خود میآورد. همچون دو پادشاه که در یک اقلیم نگنجند، حضور هفت شاهزاده نیز در یک حرم ممکن نیست. بهرام به فکر چاره میافتد. همینجاست که شیده، شاگرد سنمار، وارد میشود. شیده به بهرام پیشنهاد میدهد که برای به دور ماندن از چشمزخم، هفت گنبد برای هفت شاهزاده بسازد، هرکدام متناسب با یکی از ستارگان آسمان. گنبد اول متناسب با ستارۀ کیوان به رنگ سیاه، گنبد دوم به قیاس مشتری صندلگون، گنبد سوم بهسان مریخ سرخ و آتشین، گنبد چهارم نمایندۀ آفتاب به رنگ زرد، گنبد پنجم آیینهای برای زهره تا سپیدیاش را در آن نظاره کند، گنبد ششم نشانی از عطارد به رنگ فیروزه و گنبد هفتم به رنگ سبز تا مهتاب شبهای بهرام باشد.[۲]
هفتپیکر نظامی داستانی است که افسانه و تاریخ را در هم میآمیزد، کاخهایی که نظامی در وصفشان سرودهاست آنچنان رویایی در ذهن جلوه میکند که تصور آن در دنیای واقعی سخت مینماید. بااینهمه، شواهدی از قصرهای افسانهای بهرام گور وجود دارد که انتساب آنها را به محوطههای تاریخی ممکن میسازد. از این شواهد چنین برمیآید که هر هفت گنبد بهرام در دیار فارس جای داشتهاست. در این یادداشت میخواهیم چند نقل تاریخی مکتوب را بازگو کنیم که به محل قرارگیری سه گنبد سیاه، زرد و سرخ بهرام اشاره دارد.
در سال ۱۳۰۹ قمری، رکنالدوله، حاکم وقت فارس، از تهران راهی شیراز میشود. در این سفر، شخصی به نام میرزا محمدعلی منشی او را همراهی میکند. میرزا به فرمان رکنالدوله رسالهای انشاء میکند در شرح منازل تهران به شیراز. در طی سفر، آنها از ناحیۀ اقلید و قریۀ سرمق (سورمق) میگذرند. مؤلف رساله در باب این قریه نوشتهاست: سرمق یکی از قصور هفتگانۀ بهرام است که نظامی در هفتگنبد شرح آن را دادهاست. این ده را به گنبد سیاه میشناسند، چراکه دختر پادشاه هند در آن جای داشت و آن دختر برای بهرام قصۀ شهر سیاهپوشان را تعریف کرد که از داستانهای شیرین هفتگنبد است و اصلاً نام سرمق برگرفته از همین ماجرا است. چون گنبد سیاه بهرام در این ناحیه بود، نام آبادی به سرمه شهرت یافت و بعد آن را معرب کردند و سرمق خواندند.[۳]

مؤلف در ادامه مینویسد که گفتهها حاکی از آن است که هر هفت گنبد بهرام را با فاصلهای در همین حوالی ساخته بودند و هنوز علامتهایی از آنها به جای ماندهاست، مخصوصاً دو گنبد سرخ و زرد که در ییلاقات ایل قشقایی و در همین نزدیکی قرار دارد. او همچنین احتمال میدهد که چون بهرام ده سرمق و منطقۀ ییلاق را مناسب ساخت کاخ دانستهاست، پس حتماً رد دیگر قصرهای هفتگانۀ او را نیز باید در همان نواحی جست، چراکه هیچ نقطۀ دیگری به خوشآبوهوایی و صفای آن نیست.[۴]
در همان دوران، میرزا حسن فسائی کتاب فارسنامۀ ناصری را به اتمام میرساند، کتابی که مفصلاً به کیفیت مملکت فارس، تاریخ و جغرافیای آن پرداختهاست. در فارسنامه نیز مؤلف به داستان هفتپیکر گریزی میزند و میگوید که از سرودههای نظامی پیداست که هفتگنبد بهرام گور در یک دشت قرار داشتهاست. او به باور اهالی فارس نیز اشاره میکند که ساختگاه قصرهای بهرام را در هفت دشت از آن دیار میدانند. او برای نمونه به گنبد سیاه واقع در ده سورمق اشاره میکند و نام قدیم این ده را بهعلت وجود همین گنبد سورمه دانستهاست.[۵]
فسائی همچنین در کتابش مکان گنبد زرد را تدقیق کردهاست. او در شرح بلوک سرحد چهاردانگه یا چهار ناحیۀ فارس مینویسد که حکومت این نواحی از قدیم تاکنون در دست سلسلۀ خوانین قشقائی بودهاست و این بلوک چندین ده آباد دارد که ازجملۀ آنها، کوشک زرد است و در میان اهالی فارس مشهور است که گنبد زرد بهرام در همین کوشک زرد جای داشتهاست.[۶]

افزون بر دو گنبد یادشده، در مکتوبات به گنبد سرخ بهرام گور نیز اشاره شدهاست. عباس اقبال آشتیانی، مورخ و نویسندهٔ ایرانی، در سال ۱۳۰۳ شمسی به شیراز مسافرت و ماوقع سفر خود را در سفرنامهای ثبت میکند. ایرج افشار متن سفرنامۀ او را در مجلۀ یغما به چاپ رساندهاست. مؤلف هنگام توقف در آبادی دهبید تلی خاک را مشاهده میکند که به نظر عمارتی قدیمی بوده است. اقبال میگوید که اهالی آن ده معتقدند که این تل خاکی جایگاه گنبد سرخ، یکی از هفت گنبد بهرام گور و همچنین یکی از شکارگاههای او بودهاست. [۷]
شایان ذکر هست که امروزه محوطههای تاریخی نامبرده در استان فارس به بهرامگور منتسب هستند و در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاند.

پینوشتها:
۱. رک: هفتپیکر، بازنویسی کتاب هفتپیکر اثر نظامی گنجوی، ص ۱۱-۱۸.
۲. رک: همان، ص ۳۹-۴۲.
۳. رک: مقالات تاریخی، ج ۲۰، ص ۴۸۲.
۴. رک: همان.
۵. رک: فارسنامۀ ناصری، ص ۱۲۴۰-۱۲۴۱.
۶. رک، همان، ص ۱۳۵۷.
۷. رک: یغما، ماهنامه، سفرنامۀ عباس اقبال به شیراز، شمارۀ ۳۲۸، دی ۱۳۵۴، ص ۵.

